محمد جاسمیمحمد جاسمی، تا این لحظه: 21 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
مرسانا مرسانا ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

مثل هیچکس

بازم تولد

در شب زیبای میلادت تمام وجودم را که قلبی ست کوچک   در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان زیبایت میکنم   و با بوسه ای عاشقانه تولدت را تبریک می گویم   ...
25 مرداد 1392

در جواب ِ فرزندم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟

زیرا سال‌های جنگ بود و من نیازمند ِ عشق بودم برای  چشیدن ِطعم  آرامش. زیرا بالای سی سال داشتم و می‌ترسیدم از پژمردن پیش از شکفتن و غنچه دادن. زیرا طلاق واژه‌ای ست تنها برای مرد و زن نه برای مادر و فرزند. زیرا تو هرگز نمی‌توانی بگویی: مادر ِ سابق ِ من حتی وقتی جنازه‌ام را تشییع می‌کنی. و هیچ چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی‌تواند میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند نفرت یا مرگ حتی. و تو بیزاری از من زیرا تو را به دنیا آورده‌ام تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن و هرگز مرا نخواهی بخشید تا  زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان...
24 مرداد 1392

ادمهایی هستند.....

آدم هایی هستند که ... وقتی شادی کنارت نیستند ، چون حسودند ... وقتی غمگینی در آغوشت نمی گیرند ، چون خوشحالند ... وقتی مشکل داری به ظاهر همدردند اما در واقع بی خیال تو هستند... اما ...وقتی مشکل دارند با تو خیلی مهربونند ... اینها "بدبخت ترین" انسانهای روی زمینند
24 مرداد 1392

نام پدر

زن از دیدگاه  دکتر علی   شریعتی : زن عشق  میکاردو  کینه درو  میکند ،   او میزاید و تو برایش  نام انتخاب میکنی ،  او درد میکشد  و تو نگران  از اینکه  بچه  دختر نباشد  ، اوبیخوابی میکشد  و تو  خواب  حوریان بهشتی  میبنی ،  او  مادر میشود   و همه جا میپرسند:   نام پدر ؟         ...
24 مرداد 1392

تولد مامانم

امروز 22مردادتولد مامانمه  من اولین کسی بودم که به مامانم تولدش را تبریک گفتم مامانم خیلی خوشحال شدکه من یادم بود .تازه  از تولد خودم که 27 تیر بود تا حالا 80 هزار پس انداز کردم خیلی سخت بود اخه چند هفته میشه که چیز زیادی نخریدم ولی ارزشش را داره چون میخوام یه کادو خوب برای مامانم بخرم قول دادم دیگه کمتر اذیت مامانم بکنم .اینا را هم به کمک مامانم نوشتم اخه اولین باره که تایپ میکنم . مامان جون دوست دارم خیلی زیاد الهی که خوشتون بیاد.... ...
22 مرداد 1392

نگرانی

از مرگ نمی ترسم فقط نگرانم که در شلوغی ان دنیا مادرم راپیدانکنم ...
21 مرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مثل هیچکس می باشد